در سه بخش نخست این نوشتار در باره رویداد جابجایی مواد دامنه ها (مانند ریزش و لغزش) و پدیده های انحلالی (کارستی) توضیح داده شد. در این بخش در مورد رویداد سیلاب های شدید بازنمایی می گردد.
اگرچه سعی کرده ام تا حد ممکن مطالب را به سادگی بیان نمایم ولی ناچارم که در ابتدا از نظر فرآیندهای جغرافیای طبیعی مواردی را توضیح دهم.
نگاهی به فرآیند سیل در مناطق خشک (کم آب)
مناطق خشک یا کم آب به سرزمین هایی گفته می شود که میزان میانگین بارش کمتر از ۲۵۰ میلی متر در سال و میزان میانگین تبخیر و تعرق سالیانه چندین برابر بارش باشد. بارش به طور کلی شامل برف، باران و تگرگ می شود و تبخیر و تعرق هم از سطح زمین و هم از سطح برگ ها و گیاهان انجام می شود. در برخی مناطق بسیار خشک میزان بارش به کمتر از ۵۰ میلی متر و میزان تبخیر و تعرق تا بیش از سه هزار میلی متر در سال میرسد یعنی میزان تبخیر و تعرق شصت برابر بارش می شود! به این ترتیب عملاً هیچ آبی برای رویش و رشد گیاهان به صورت طبیعی باقی نمی ماند. جهت آگاهی باید اشاره کرد که میانگین کل بارش استان یزد حدود یکصد میلیمتر در سال است که نسبت به میانگین بارش کشور (۲۵۰ میلی متر در سال) چهل درصد کمتر است. میانگین بارش شهر یزد به ویژه با توجه به داده های بیست سال اخیر، کمتر ار ۶۰ میلی متر در سال می باشد و تبخیر آن بیش از ۲۵۰۰ میلی متر در سال است.
حال در این جا دو پرسش مطرح می شود: نخست این که: در چنین شرایطی کم آب، چگونه برخی گیاهان صحرایی و درختچه ها در کوه ها و دشت ها میرویند و زنده می مانند؟ دومین پرسش این که: در چنین شرایط کم آب و خشک، چگونه امکان جریان های آب شدید و پر حجم وجود دارد؟
در مورد پرسش نخست باز نمایی (توضیحی) لازم است. ابتدا اینکه همه مناطق خشک و کم آب یکسان نیستند و برخی از مناطق خشک میزان خشکی یا کم آبی کمتری دارند و بارش آنها به سمت ۲۵۰ میلی متر در سال نزدیک تر است. در نتیجه مناطقی که بارش نسبتاً بیشتر و رطوبت نسبی بیشتری دارند می توانند پوشش گیاهی بهتری را نگه دارند و دارای جریان آب های موقتی باشند. از سوی دیگر، مناطق خشک و کم آب هم گیاهان ویژه خود را دارند که با کمترین آب و با وجود شوری خاک، می توانند با ویژگی های فیزیکی و جسمانی و ساز و کار بیرونی و درونی مخصوص خود در این شرایط دوام آورده و زنده بمانند. بیشتر این گیاهان با سطوح ویژه بیرونی خود (به مانند رویه پرزدار یا کرک مانند) و نوع ریشه های مخصوص (مثلاً بسیار گسترده و یا بسیار ژرف رو) می توانند رطوبت را از محیط جذب کنند و در مقابل گرما و تبخیر مقاومت نمایند. از نمونه های معروف گیاهان خشکی زی می توان به شاه گز و تاغ اشاره کرد. پس گیاهانی خشکی زی و نمک دوست می توانند در آب و هوای خشک یا کم آب دوام بیاورند و حتی در گستره های وسیع و درصورت کافی بودن رطوبت خاک در همه سال باقی بمانند. البته این در حالی است که به کمینه رطوبت و آب مورد نیاز دسترسی داشته باشند. بنابراین در موقعیت های ویژه مثل کناره آبراهه ها، کف گودال های مرطوب یا در قسمت سایه دامنه ها و در زمین هایی که سطح آب زیرزمینی بالا باشد (کمتر از دو متر عمق)، می توان به پوشش گیاهی مناسبی برخورد کرد. همچنین شرایط خرداقلیم یا میکروکلیمایی یعنی شرایط رطوبتی موضعی و محلی، میتواند امکان زندگی گیاهی را برای مدت زمانی کوتاه و گاه در پناه محیط های سایه دار و چشمه ها تا یک سال و حتی بیشتر فراهم آورد. وجود این پوشش گیاهی می تواند عامل مناسبی جهت جلوگیری از جریان سریع و ناگهانی آب پس از بارش باشد.
پرسش دوم، یعنی اینکه چرا با وجود شرایط خشک و کم آب امکان سیلاب وجود دارد به ماهیت آب و هوایی این نواحی مربوط می شود. شاید عجیب به نظر برسد که مناطقی که ما گرم و خشک یا نیمه خشک می نامیم بتوانند شاهد جریان های سیلابی بزرگ باشند. ولی این یک واقعیت است که این مناطق فقط از نظر عنوان و در بیان ادبی به عنوان خشک شناخته می شوند و در برخی شرایط به صورت گذرا یا کوتاه مدت بسیار مرطوب و پرآب می شوند. نمونه ای از این افزایش رطوبت بسیار زیاد در آمار شبانه روزی رطوبتی شهر یزد در فصل زمستان دیده می شود . در برخی سال ها هنگامی که میزان مه به ویژه در دی و بهمن زیاد می شود مقدار رطوبت نسبی هوا تا بیش از نود درصد هم می رسد!! همینطور در برخی از ماه ها غیر از زمستان به ویژه در نیمی از بهار و پاییز، میزان رطوبت صبحگاهی تا بیش از چهل تا پنجاه درصد میرسد. این در حالی است که در فصل تابستان میزان رطوبت روزانه بین ده تا هفت درصد نوسان دارد!!
ادامه دارد…
آسمان روز ۲۷ فروردین ۱۳۹۹
دکتر داریوش مهرشاهی
هموند بازنشسته گروه جغرافیای دانشگاه یزد
در این زمینه بخوانید:


