«برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی»
نفسِ ایران، جانِ آواز، قلۀ بلند موسیقی، سرو چمان هنر، ستون فرهنگ ایرانزمین، اسطورۀ تکرارنشدنی، شوالیۀ صلحدوست، صدای مردم، استاد، آقا… باور بفرمایید نوشتن من از شما همانند نوشتن کودک پنجسالهای دربارۀ حافظ است!
نمیدانم از صدای آسمانی شما بنویسم یا از منش و کردار بزرگوارانهتان؛ نمیدانم از تسلط شما بر ادبیات فارسی بگویم یا از ایراندوستیتان؛ نمیدانم از جایزه های متعدد شما بنویسم یا از تواضع و فروتنیتان! فقط میدانم تا ابد نام شما در تاریخ این سرزمین چون الماسی گرانبها خواهد درخشید.
«بس که شستیم به خوناب جگر جامۀ جان
نه ازو تار به جا ماند و نه پود ای ساقی»
شاید نسل مرا به خوبی نشناسید، همانگونه که نسل من انگشت به دهان ماندهاند که چگونه یک نفر میتواند در چندین هنر بهترین باشد: موسیقی، خطاطی، باغبانی، آشپزی و… اما کاش بدانید که شما سلیقۀ فرهنگی نسل مرا آنقدر بالا بردهاید که حتی در این روزهای قحطی موسیقی فاخر هم دیگر به هر موسیقی گوش نمیدهیم. میدانید انگار حجرۀ شما از طلا آفریده شده بود که هر آهنگی از آن میگذشت شنیدنی میشد. استاد ما با آهنگهای شما زندگی کردیم: در سختیها «ربنای» شما آراممان کرد؛ با «مرغ سحر» شما اشکها ریختیم؛ با «بی تو بسر نمیشود» شما عاشق شدهایم با …
«حق به دست دل من بود که در معبد عشق
سر به غیر تو نیاورد فرود ای ساقی»
شما برای ما نه فقط خداوندگار موسیقی بودید، بلکه خداوندگار اخلاق، انسانیت و آزادگی نیز بودید. ما هنوز یادمان نرفته که چطور برای ساختن بم، خود آستینها را بالا زدید. ما خوب به خاطر داریم که از دیدن فقر در گوشهگوشۀ این سرزمین رنج میبردید. ما هنوز یادمان هست که شما عاشق وجببهوجب ایرانزمین بودید و برای گردآوری اشعار و ارتقای موسیقی سنتی این مرزوبوم چه دشواریهایی را تحمل کردید. میدانید استاد از نظر این حقیر، آرامگاه حضرت فردوسی لایقترین مکان برای پیکر بهشتی شماست چون هر دوی شما بزرگواران برای غنای فرهنگ ایران از جان مایه گذاشتید.
«در فروبند که چون سایه در این خلوت غم
با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی»
کاش بدانید امشب ما نیز پابهپای آسمان تا صبح گریستیم! نه به خاطر مرگ شما چون میدانیم صدای شما تا ابد جاویدان است استاد؛ ما گریستیم؛ نه فقط ما، که «کرشمهها»، «ساغرها»، «باربدها»، «شهنوازها» و… نیز با ما گریستند. حتماً میدانید که به خاطر کرونا، ملت ایران نمیتوانند بدرقهای شایسته و در خور شما تدارک ببینند؛ اما ایمان دارم در بهشت استقبالی شگفتانگیز از شما خواهد شد.
تا ابد دوستتان خواهیم داشت…
* شعر از هوشنگ ابتهاج (سایه)


