آزیتا اخترخاوری، کوهنورد زرتشتی، روز بیستم شهریور ماه ۱۴۰۰ موفق به صعود انفرادی به قله دماوند شد.

در ادامه مطلب می توانید گزارش این صعود را به قلم خانم آزیتا اخترخاوری بخوانید:

 

 

نخستین صعود من (آزیتا اخترخاوری ) به قله دماوند بلندترین قله ایران

همیشه خود را بر بلندای بام ایران تصویر می کردم، هر وقت کوهی را می دیدم یا قله ای صعود می کردم آرزوی دیرینه ام در ذهنم متصور می شد، «فتح دماوند».

مدت‌ها بود داشتم برای فتح قله  ۵۶۱۰ متری دماوند برنامه ریزی می کردم .بالاخره با پیگیری های فراوان و صحبت با دوستان کوهنورد و مشورت با اساتید تصمیم گرفتم که در تاریخ نوزدهم شهریور بام ایران را فتح کنم.

صعود به دماوند با توجه به مساعد بودن آب و هوای منطقه در روزهای ۱۹ و ۲۰ شهریورماه ، به همراه آقای رضا گرزین (پیشکسوت کوهنوردی ارتش) که تاکنون سابقه ۹۷ بار صعود به قله دماوند را داشته ، انجام شد .

برای آماده شدن در این صعود یه سری برنامه مقدماتی به‌صورت انفرادی با ایشون داشتم که شامل  ۲صعود به قله کلکچال از خط الراس لزون و صعود به قله زرین کوه بود.

خب بریم سراغ روز صعود…

صبح جمعه ۱۹ شهریور بود که از مسیر جبهه جنوبی واقع در “رینه” استان مازندران و در ساعت ۵ بامداد شروع به حرکت کردیم و تا محلی به اسم “گوسفندسرا” با ماشین تویوتا که شروع حرکت از آنجاست رفتیم و سپس از “گوسفندسرا” تا محلی به اسم “بارگاه سوم” به مدت ۴ ساعت مسیر زیبا و چشم‌نواز دامنه دماوند را طی کردیم.

“بارگاره سوم” در ارتفاع ۴۲۰۰ متری قرار دارد که لازم بود برای (هم هوایی) به دلیل کمبود اکسیژن در ارتفاع حتما یک شب را در این محل و در چادر به سر بریم.

بعد از استراحت و صرف ناهار ، شروع به قدم زدن و ارتفاع گرفتن کردم و از مناظر زیبا و طبیعت اطراف لذت بردم. در این مسیر سد لار در سمت چپ و خط ‌الراس عظیم دوبرار در پشت سر ما قرار داشت. جالبه بدونید در اطراف بارگاه حدود ۱۰۰ تخته چادر برپا شده و جمعیت زیادی برای صعود آمده‌ بودند.

وقتی وارد بارگاه شدم دوستان همنورد زرتشتی خود به‌نام آقایان آرمین فرازمان و ویشتاسب نمیرانیان را دیدم که از جمله خاطرات زیبای صعود من نقش گرفت .

این دوستان برای صعود یه روزه با دوستان همنورد گروه شاد سرکچال به سرپرستی آقای غلامرضا خلیل آبادی آمده بودند.

آقای خلیل آبادی کوهنورد بردباریه که تجربیاتش به روزه و حس همکاری خوبی داره که با انرژی مثبت و انگیزه ای که می ده خستگی رو کمتر احساس می کنی . من از ایشون شیوه کوهنوردی آموختم و جا داره ازشون تشکر ویژه کنم.

لازم به ذکره در برنامه های آماده سازی دماوند با معرفی آقای فرازمان با گروه کوهنوردی سرکچال، طی حدود یک ماه آشنایی با این گروه ، ۳ صعود خاطره انگیز ازجمله صعود به قله آزادکوه ، قله کاسونک ، قله خرسنگ(شمالی و جنوبی) داشتم. علاوه بر اون در تمرینات میان هفتگی یال کماچال ، قله سرخه حصار و کلکچال را هم شرکت کرده بودم.

قبلا نیز با آقای نمیرانیان به اتفاق در برنامه های آماده سازی دماوند در اوایل سال با گروه کوهنوردی زرتشتیان آپادانا به سرپرستی آقای سیروس مندگاری در پیمایش مسیر درکه به دربند ، قله پرسون و قله سرکچال ۳ شرکت کرده بودم .

 

روز بعد ساعت حدود ۵ صبح حرکت به قله را آغاز کردیم. از جاذبه‌های مسیر بارگاه سوم تا قله؛ “آبشار یخی ۱۲ متری” در ارتفاع ۵۱۰۰ متری است که چشم هر بیننده و کوهنوردی را که در این مسیر گام برمی‌دارد، می‌نوازد.

در نهایت و با یاری خداوند و همچنین، تمرین های مداوم و با حمایت و همراهی پدرانه آقای گرزین در ساعت حدود ۱۴ ظهر موفق به صعود به قله دماوند شدم. در آن لحظه “خوشحالترین آدم روی زمین” بودم. در بلندای قله ۵۶۷۱ متری با ۵ همنوردی که قبلا در طی صعودهام باهاشون آشنا شده بودم مواجه شدم که خود یه خاطره شگفت انگیز دیگر به حس وصف ناشدنی و رسیدن به آرزوی صعود قله دماوندم افزود و حس صعود دماوند انگار منو با دنیای متفاوتی روبرو کرد که اهل تسلیمی یا پایمردی !!

پایمردی پدرم در تمام مراحل زندگیش که مثل کوه پشتم بود و لبخندش، برام زنده شد. بغض آرومی تو دلم نشسته بود و به همین خاطر صعود پر افتخار قله دماوندم را تقدیم به روح و روان پدر عزیزم، مهندس ایرج اخترخاوری( گبل ) کردم  .

قله دماوند به خاطر اینکه بلندترین آتشفشان آسیا و خاورمیانه است و با وجود خروج گاز از قله همراه با وزش باد بیش از ۵۰ کیلومتر در ساعت، نفس‌کشیدن در این سطح از ارتفاع نیز به سختی صورت می‌گیرد.

به همین دلیل بعد از تجدید قوا  و گرفتن عکس های یادگاری به سمت بارگاه سوم سرازیر شدیم. مسیر فرود جبهه جنوبی پاکوبی که اکثر قسمت‌های آن شن اسکی است و در غرب مسیر صعود قرار دارد . حدود ۶ ساعت طول کشید که به بارگاه رسیدیم.  پس از یک شب مانی دیگر در بارگاه سوم ، صبح روز بعد پس از صرف صبحانه و جمع‌آوری چادر و تجهیزات کوهنوردی، راه برگشت را در پیش گرفتیم.

در پایان هزاران سپاس آفریدگارم را که در وجودم این توانایی را نهاد تا بتوانم؛ و صد البته که من می‌توانم. من هنوز نمیدونم از دیروزم بهتر شدم یا نه، اما میدونم براش، تلاش کردم.

سپاس ویژه از آقای گرزین که پدرانه با اخلاق نیکو و صبوری و مسئولیت پذیری وتجربه و کاردانیشون بهم کمک کردن تا موفق به صعود بشوم.

از تمام دوستان و آشنایان و همنوردان گروه خوش رکاب زرتشتی ، گروه کوهنوردی شرکت ملی نفت ، گروه کوهنوردی سرکچال، گروه دوستان پندارنیکی و همکاران صندوق بازنشستگی نفت و مناطق که با پیام و تماس‌های پر مهر و صمیمانه شون جشن صعودم رو لذتبخش‌تر کردند کمال تشکروسپاسگزاری را دارم.

جای همه اعضای گروه کوهنوردی خالی بود واقعا و امیدوارم روزی همگی در کنار هم چنین تجربه ای رو جشن بگیریم .

دریاچه لار

داخل ساختمان بارگاه سوم

موقع رسیدن به قله، همنوردان گروه های دیگر را دیدم

گوسفندسرا

چادرهای بارگاه سوم

صعود من انفرادی بود و با گروه خاصی نبودم.

 

آبشار یخی

آبشار یخی

یخچال – قندیل یخی

قله سرکچال

قله پرسون

قله زرین کوه

قله کلکچال

قله آزادکوه

قله کاسونک

قله خرسنگ شمالی

قله خرسنگ جنوبی

تمرینات کماچال

تمرینات سرخه حصار