دکتر فریدون رستگاری،  روز سی ام دی ماه سال جاری چشم از جهان فروبست. بابک شهریاری از کنشگران اجتماعی، نوشته ای را با عنوان «دکتر فریدون رستگاری در آمریکا درگذشت و در تهران ماند» در اختیار سایت برساد قرار داده است که می توانید آن را در ادامه مطلب بخوانید:

بیش از نیم قرن از عمرم می گذرد و در این مدت  با آدمهای مختلف برخورد داشتم اما باید اعتراف کنم فریدون یک استثنا بود حداقل من نظیرش را ندیدم،  امیدوارم در آینده ببینم تا به این واسطه امید به انسانیت در من زنده بماند.

زرتشتی زاده و پایبند به اصول دین زرتشتی، اندیشه نیک گفتار نیک و کردار نیک در وجود او متجلی بود. هیچگاه از او یک دروغ حتی مصلحتی حتی برای بالاترین مصلحت ها نشنیدم، هیچکس نشنید. همواره در فکر آبادانی جهان بود از کمک به همنوع به هیچ عنوان دریغ نمی کرد تلاشگری بی مانند بود که از میوه تلاش او امروز میلیونها نفری بهره مند هستند که حتی نام  او را نشنیده اند. او خودش مراقب بود تا برای نام و ننگ کاری نکند و اکنون روانش از اینکه مسافران هر روزه مترو تهران  نام او را نشنیده اند در آرامش است. آسوده از اینکه در تلاشش هیچ ریایی وجود نداشته.

دارای مدرک دکترای حقوق و مسلط به زبانهای فرانسه و انگلیسی بود و به همین واسطه سالها در امور قراردادهای شرکت نفت مسئولیت داشت. چند سال پس از انقلاب که تصمیم به راه اندازی متروی تهران گرفته بودند پاک دست ترین مردی که می توانست سرپرستی امور قراردادهای مترو را به عهده بگیرد او بود. مدارکی که سالها خاک گرفته بود را یک به یک برگرفت و خاک از آنها زدود و مطالعه کرد و کار را پیش برد. شبانه روز کار کرد، این یک ادعا نیست بسیاری از  پرونده ها را به منزل می برد و گاه تا پیش از طلوع خورشید بر روی آنها کار می کرد. هیچوقت ادعای دریافت اضافه حقوق برای چنین تلاشی  را نداشت اصلا برای مال اندوزی ارزشی قائل نبود و تنها به آبادی جهان می اندیشید .  بی شک یکی از تاثیر گذارترین اشخاصی است که بدون وجود او این سازه عظیم راه اندازی نمی شد. در هنگام یک سفر درون شهری با مترو هیچ چیز اعم از ساختمان و تاسیسات ایستگاه به چشم نخواهد آمد مگر آنکه اثری از وی در آن باشد و این درحالی است که هرآنچه در آنجا به چشم دیده نمی شود هم از وجود او تاثیر پذیرفته.

هنر مند و خوشنویس بود بر سردرمنزل، خودش با خط خوش نوشته بود رواق منظر چشم من آشیانه توست کرم نما و فرود آی که خانه خانه توست. به این نوشته  باور داشت و امکان نداشت خرد و کلان ، آشنا و غریب به سراغش بروند و با خوشرویی پاسخشان را نگیرند، وقت می گذاشت و با حوصله گوش می داد و هرآنچه می توانست می کرد، از خود گذشتگی در وجود او معنا می شد.

از آنجا که دلبسته کیش زرتشتی بود هر روز نماز خود را به جا می آورد و کشتی نو می کرد خصوصا گاه هاون را بعید می دانم هیچگاه از قلم انداخته باشد. اوستا را با خط خودش نوشته بود و هنوز بسیاری از کتابهای اوستا که در دست من و شماست به خط فریدون بهزاد رستگاری نگاشته شده، آری او در آمریکا از این جهان رخت بر بست اما کتاب اوستایی که من در دست دارم تا همیشه یاد او را زنده نگاه خواهد داشت.