آزیتا اخترخاوری، کوهنورد زرتشتی به مناسبت جشن سپندارمزدگان به قله طلا صعود کرد.
گزارش و تصاویر ارسالی توسط خانم آزیتا اخترخاوری از این برنامه را در ادامه مطلب بخوانید:
خجسته جشن سپندارمزگان ، روز مهرورزی و بزرگداشت زن و زمین و زندگی بر تمام بانوان ایران زمین فرخنده باد.
سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس، فروتن است.
زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد.
وقتی خود قدم به این پهنای شگفت انگیز هستی بگذارید از نزدیک با تشابه اون با زندگی شیرزان ایران زمین که با تمام کمبودها و محدودیتها مثل کوه ایستادگی کردن و در جامعه ای که بقولی از بیرون رونده و از درون مونده هستن با صبوری و گذشت و به امید فرداهایی بهتر گام برمیدارن صعود به قله طلا رو به تمام دوشیزگان و بانوان و مادرانی که مثل در و طلا همواره درخشیدن با عشق تقدیم میکنم.
گزارش صعود قله طلا از پیشوای ورامین
قله طلا با ارتفاع ۱۴۵۰ متر در ۲۰ کیلومتری شهر پیشوا قرار دارد. البته قله مذکور با نام های دیگری نیز شناخته می شود، مانند قله مکرش و تاج خروس.
این برنامه روز سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۰ با تعداد ۴۰ نفر از اعضاء گروه صمیمی و دوستانه سرکچال به سرپرستی جناب آقای غلام خلیل آبادی(که جا داره ازشون بابت برنامه های خوب و زحمات زیادشون و گروه دوستانشون سپاسگزاری کنم) در ساعت ۷ صبح به منطقه مورد نظر که بعد از روستای شورقاضی قرار داشت ، از پارکینگ قله طلا صعود را با راهنمایی و سرقدمی جناب جهانگیر خسروانی شروع کردیم .
پیاده روی در یک مسیر همواراز گذر یک دشت وسیع و زیبای کویری شروع شد. در طول مسیر از تپه ماهورهای زیادی عبور کردیم و زیبایی های طبیعی را از نظر گذراندیم؛ سنگ های زیادی در طول مسیرمان به اشکال مختلف خودنمایی می کردند که بسیار زیبا و شگفت انگیز بودند، بعضی از این سنگ ها به مرور زمان و در اثر باد و باران به شکل های عجیب و دیدنی در آمده بود که توجه هر بینندهای را جلب می کرد.در ادامه ، مسیر به چند شاخه تقسیم می شد هر چند که مسیر اصلی بدلیل رفت و امد زیاد تقریبا بصورت پاکوب در امده است اما بدلیل اب رفت بودن منطقه امکان از بین رفتن مسیر بسیار زیاد هستش اما در طول مسیر و در فواصل مختلف تابلوهای راهنما وجود دارد . مسیر قله پر از سنگ نماهای براق ماسه ایی میباشد (اینجا بود که دیدم در وصف مادران آریایی ایران زمین می باشد) .اشکال مختلف سنگ نماها کوهنوردان را به وجد می اورد و عکس گرفتن ها نیز باعث کند شدن حرکت تیم می گردد .
بعد از دوساعت پیمایش
جهت صرف صبحانه نیم ساعت توقف داشتیم بعد از صبحانه از داخل دره خارج و به فضایی رسیدیم که می باید بر روی تپه ها قرار بگیرید و در مسیری پاکوب به سمت قله حرکت کنید و صعود را از یال صخره ایی ادامه و در ساعت ۱۲ و بعد از طی مسافتی طولانی و هیجان انگیز، به پای قله رسیدیم. قله طلا از نظر موقعیت قرارگیری به صورتی قرار گرفته که تا زمانی که به پای قله نرسیم، قله از دور قابل رؤیت نیست، انگار هر چه به قله نزدیک می شدیم، او از ما دورتر می شد و این هم یکی از عجایب طبیعی این مکان دیدنی بود ونیز درگذشته چون فکر می کردنددر این محل طلا وجوددارد و حتی چندین حفاری غیرمجاز هم انجام شده است که آثارآن روی قله مشهود است. بعد از مدتی که در آنجا ماندیم و کمی استراحت کردیم و چند عکس یادگاری گرفتیم، در ساعت ۱۲:۳۰ به سمت پایین ادامه مسیر دادیم و در ساعت ۱۴ سرپرست گروه مکانی را برای استراحت و خوردن ناهار انتخاب کردند و اعضاء گروه به مدت نیم ساعت در آنجا استراحت کردند تا با نیروی تازه ای به سمت پایین به راهمان ادامه دادیم.
مسیر برگشت هم بسیار هیجان انگیز بود، چون در قسمتی از مسیر باید از سنگ ها بالا و پایین می رفتیم، ولی بقیه مسیر کاملاً صاف و هموار بود و به نظر می رسید که از مسیر رفت طولانی تر است، در صورتی که مسیر رفت و برگشت از نظر زمانی یکسان بود ولی بخاطر هموار بودن مسیر، دورتر از مسیر رفت به نظر می رسید. البته می توانستیم از مسیر رفت، برگردیم، ولی سرپرست گروه اینطور تشخیص دادند که از مسیر دیگری برای برگشت استفاده کنیم که تنوع و زیبایی های خودش را داشت. و بالاخره بعد از ۲۵ کیلومتر پیمایش در ساعت ۶ به ماشینی که در کنار جاده منتظر گروه بود، رسیدیم.
موقع برگشت وقتی شکرگذار هستی بی همتا آفرینش بودم به یاد فداکاری مادران و مادربزرگ هامون فکر می کردم که تک تک اونها شیرزنانی بودند که هرکدوم شون به نحوی بامشکلات زندگی جنگیدند و با چنگ ودندان خود و خانواده و دین و جامعه شون رو حفظ و با بهترین نحوی تحویل جامعه دادند .
۲۹ بهمن ماه جشن سپندار مذگان روز آرمان پاک و عشق اهورایی و روز مادر، روز عشق و دوستی بر همگان، بویژه بانوان و مادران ایران زمین و نیز مامان مهربانم شهلا و خواهران عزیزم آرمیتا و آنیتا و آندیا گل خاله و عمه کتایون جونم وپریزاد و پارمیس دوست داشتنیم و همه دوستان خوبم که مشوقم بودن و هستن خجسته باد گویم .






















