خبرگزاری ایسنا از آیین گاهنبار چهره میدیوشهم گاه در دبیرستان فیروزبهرام که بنامگانه ارباب کیخسرو شاهرخ برگزار شد. گزارش تصویری را با عنوان «آیین گهنبار زرتشتیان در مدرسه فیروز بهرام» منتشر کرده است.
در روز پنج شنبه نهم تیر ماه و در دومین روز چهره میدیوشهم گاه، آیین گاهنبارخوانی در دبیرستان ماندگار فیروزبهرام بنامگانه ارباب کیخسرو شاهرخ و دیگر نیک اندیشان این دبیرستان برگزار شد. اوستاخوانی این مراسم نیز توسط موبد کورش بلندی انجام شد.
جشن گاهانبار یا گهنبار واژهای است که در پهلوی به آن «گاسانبار» میگویند. برخی معتقدند که این جشن، نخستین جشنی است که ایرانیان برپا میداشتند، چون ریشه در شغل کشاورزی و دامداری دارد. از زمانی که مردم ایران با کشتزار آشنا و کار در آن را آغاز کردند، پذیرفتند که بخشی از برداشت های کشاورزی و دامی خود را در جشنی که در هر فصل به مناسبتی برپا میشد به دیگران پیشکش کنند و داد دهش کنند. این جشن در گذر زمان به مرور کاملتر شد. گاهنبار در استورههای آریایی و زرتشتی بر این است که آفرینش در شش مرحله رخ داده و در شش چهره گاهنبار انجام گرفته است.
گهنبار را یکی از با شکوه و مهمترین جشنهای مردمی در بین زرتشتیان میدانند که هدف آن باردادن یعنی بخشش، داد و دهش و ایجاد همبستگی و همازوری و پی بردن زرتشتیان از وضع یکدیگر در جامعۀآنان است. زرتشتیان در این جشنها به ستایش اهورامزدا و سپاسگزاری از او برای دادهها و آفریدههای نیکویش میپردازند و معتقدند که بر توانگر و ناتوان و دارا و ندار بایسته است که در این آیین شرکت کنند. خویشکاری هر زرتشتی این است که بخشی از درآمد خود را به داد و دهش و یاری به بینوایان و تهیدستان کنند.
آیین گهنبار زرتشتی که معمولا در میانۀ تابستان برگزار میشود، در طول چند سال گذشته در دبیرستان فیروزبهرام برگزار میشود. چون این دبیرستان را یکی از نمونههای گهنبار در دین زرتشت میدانند که توسط یکی از زرتشتیان سرشناس هندی به یاد پسر مرحومش در تهران ساخته میشود.
آیین گهنبارخوانی زرتشتی از دهش و همازوری نوادگان ارباب کیخسرو شاهرخ، در طول چند سال گذشته، در دبیرستان فیروزبهرام برگزار شده است که یکی از علتهای برگزاری این آیین در این مدرسه را به این دلیل میدانند که «هزینه ساخت این دبیرستان توسط شخصی بنام بهرامجی بیکاجی که یکی از زرتشتیان سرشناس هند بوده، به یادِ فرزند مرحومش، فیروز بهرام بیکاجی، فیروز بهرام ساخته شده است.» در واقع این کار یعنی وقف بنا یا خوراکی یا هر چیز دیگری را به نفع دیگران در آیینهای زرتشتی، یک نوع گهنبار مینامند.
دبیرستان فیروزبهرام یکی از دبیرستانهای تاریخی و زرتشتی شهر تهران است که ۹۰ سال پیش با ۷۰ هزار روپیه، توسط شخصی بنام بهرامجی بیکاجی که یکی از زرتشتیان سرشناس هند بود، ساخته شد و به یاد فرزند مرحومش، فیروز بهرام بیکاجی، فیروز بهرام نامگذاری شد. این دبیرستان در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۷۸ با شمارهٔ ۲۴۹۴، به ثبت ملی رسید. این دبیرستان در آغاز و بعد از ساخت، دخترانه بود و پس از ساخته شدن دبیرستان انوشیروان دادگر و انتقال دانشآموزان دختر به آن، آن به دبیرستان پسرانه تبدیل شد.
معماری این دبیرستان مانند ساختمان کتابخانهٔ مجلس و ساختمان مرکزی بانک ملی نشان از سرپرستی کیخسرو شاهرخ بر ساخت آن دارد. معمار دبیرستان فیروز، بهرام جعفرخان معمارباشی است. این بنا مانند کاخ شهربانی و سردر باغ ملی تلفیقی از معماری اروپایی و معماری کهن ایرانی است. قرینهسازی در سه نمای شمالی، جنوبی و شرقی بنا از ارزشهای معماری بناست. نمای آجری ساختمان با بدنه ساختمان متقارن است. پنجرههای قاب شده در تمام نما تکرار شده است، علاوه بر آجر، از کاشی، سنگ و گچ نیز در طراحی نمای ساختمان استفاده شده است.
در ضلع غربی دبیرستان فیروز بهرام، ساختمانی دو طبقه با چهار اتاق چندین سال بعد از ساخت بنای اصلی، در سال ۱۳۲۵ توسط شخصی بنام اردشیر آذرگشسب به یاد فرزندش اسفندیار که در ۱۴ سالگی بر اثر حادثه فوت کرده، ساخته شد تا برای آموزش دانش آموزان استفاده شود. این بنا، ساختمان اسفندیار نام دارد که در حال حاضر جزئی از دبیرستان فیروز بهرام بوده و به آن متصل است.
به نقل از کیخسرو شاهرخ در بخشی از کتیبه یادبود این دبیرستان نوشته شده: «این دبیرستان که از دهش رادمنش بهرامجی بیکاجی بیادگارِ فرزند روانشادش فیروز ساخته شده، بنام دبیرستان فیروز بهرام در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۱۱ بر روی زمین انجمن زرتشتیان پایهگذارده شده و به سرپرستی نیکاندیش اردشیر کیامنش ساخته و در دوم دیماه ۱۳۱۱ گشایش یافته برای برخورداری نونهالان و پاس و پایندگی جاویدانی به انجمن زرتشتیان تهران برگزار شد.»
نیایشگاه آدُریان، بنای چسبیده به دبیرستان فیروزبهرام، محل نگهداری آتش مقدس است که با همیاری مالی پارسیان هندوستان (بهرامجی بیکاجی) و زرتشتیان ایرانی ساکن ایران و هند ساخته شد. درون آتشدان آن، آتش چندهزارساله بازمانده از آتشکده آذرفرنبغ کاریان فارس فروزان است. آتشی که موبدان از بامداد تا شامگاه، آن را کُنده و هیزم میدهند و پرستاری میکنند.
آیین «گهنبار زرتشتی» معمولا در میانههای تابستان برگزار میشود، این آیین را نماد آفرینش آب میدانند و در آن محصولات گیاهی سر سفره قرار داده میشود و موبد در هنگام نیایش برخی از آنها را تبرکا پاک میکند تا بعد از مراسم مهمانان استفاده کنند.
آیین گهنبار زرتشتی، در سالهای قبل با تایید شورای عالی سیاستگذاری میراث معنوی یا ناملموس، در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید.

علی شهیدی،مدیر گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران معتقد است که «دبیرستان فیروزبهرام میراث مشترکی با دانشگاه تهران دارد. این میراث مشترک در دو نام خلاصه می شود: “فرهنگ و زبانهای باستانی” و “ایرانشناسی”. بسیاری از بنیانگذاران و استادان رشته های مختلف دانشگاهی در دانشگاه تهران روزگاری دانش آموزان و دانش آموختگان فیروزبهرام بودهاند.»

شهیدی تاکید دارد «اما این نکته سررشته این میراث مشترک نیست. آن جمعی که برای نخستین بار پایه مطالعات ایرانی و فرهنگ و زبانهای باستانی را در دهه بیست در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بنیان نهادند همزمان با تدریس برای دانشجویان در دانشکده، آموزشهای آزاد همان مباحث برای عموم ایرانیان را در تالار موزه ایران باستان و دبیرستان فیروزبهرام آغاز کردند. در واقع فیروزبهرام جایگاه آموزشهای آزاد دانشکده ادبیات بود.»
گاهنبار، گاهبار یا گَهَنبار، در باورهای «مزدیسنی» شش «گاه» است، که اهورامزدا جهان را در آنها آفرید. ابتدایِ هر گاه، نامی دارد و در یکمٍ هر گاهی جشنی برگزار میشود. نام شش جشن در شش گاه از سال نیز وجود دارد، که از با شکوهترین جشنهای مردمی زرتشتیان هستند. این شش گاه در فروردینیشت، بند ۸۶، این طور شمرده شده است: «گاه آفرینش آسمان، گاه آفرینش آب، گاه آفرینش زمین، گاه آفرینش گیاهان، گاه آفرینش جانوران و گاه آفرینش مردم.»
گاهنبار، گاهبار یا گَهَنبار، در باورهای «مزدیسنی» شش «گاه» است، که اهورامزدا جهان را در آنها آفرید. ابتدایِ هر گاه، نامی دارد و در یکمٍ هر گاهی جشنی برگزار میشود. نام شش جشن در شش گاه از سال نیز وجود دارد، که از با شکوهترین جشنهای مردمی زرتشتیان هستند. این شش گاه در فروردینیشت، بند ۸۶، این طور شمرده شده است: «گاه آفرینش آسمان، گاه آفرینش آب، گاه آفرینش زمین، گاه آفرینش گیاهان، گاه آفرینش جانوران و گاه آفرینش مردم.»
در هر یک از شش گاهنبار، آیینهای ویژهای برپا میشود و مردم میهمانی برگزار میکنند تا ثواب بسیار ببرند. پیش از برآمدن آفتابِ روز اول، در هر چهره از گاهان بار، موبدان به همراه دیگر مردم، آیین واژیشت آن گاهنبار را برگزار میکنند. چه توانگر و چه بی نوا همه در آن شرکت میکنند.

هدف این، بار دادن یعنی بخشش و دهش و ایجاد همبستگی و همازوری و باخبر شدن زرتشتیان از حال یکدیگر در جامعه است. در این باور بسیاری از نیکوکاران زرتشتی پیش از درگذشت همه یا بخشی از دارایی شان را مانند زمین و باغ و آب و خانه و … وقف مراسم گاهنبار و دهش و یاری به دیگران میکنند
زرتشتیان در این جشنها به ستایش اهورامزدا و سپاسگزاری از او برای دادهها و آفریدههای نیکاش میپردازند. موبد آفرینگان، گاهنبار میخواند و توانگر و ناتوان، شایسته است تا در این آیین شرکت کنند.
موبد شروع به اوستا خوانی میکند و در برخی از بندهای آن شاخهای گیاه که معمولا در سنت زنده و وضعیت فعلی، شاخه شمشاد بالا میآورد و در ادامه یک شاخه دیگر را به شاخه قبلی اضافه میکند.
وقتی موبد شاخۀ شمشاد بالا می آورد به تبعیت از آن، شرکت کنندگان در این مراسم نیز نخست یک انگشت خود را بالا میآورند.
در ادامه اوستا خوانی زمانی که موبد دو شاخه شمشاد را بالا میآورد، آنها نیز برای همراهی با او در خواندن سپاسگزاریها، دو انگشت خود را بالا میآورند.
همراهی زرتشتیان در آیین گهنبار زرتشتی از کوچک تا بزرگ آنها، به واسطۀ این که با پیشهٔ دیرینهٔ زندگی ایرانیان گره خورده است و با تکرارِ هر حرکت آیینی که موبد انجام میدهد، همبستگی خود را با یکدیگر نشان میدهند.
نخستین بنیانگذار گاهنبار را جمشید میدانند، یکی از پادشاه پیشدادیان.گاهنبارها با کشاورزی و دامداری و زندگی کشاورزی پیوند بنیادین دارند. از ابتدا گاهنبار در آغاز جشن کشاورزی برگزار میشده است و هر کدام از گاهنبارها، برابر با زمانی است که دگرگونیهای بنیادین برای کشاورزان رخ میدهد و این دگرگونیها با خود جشن و شادی میآورد.
در ابتدای هر آیین زرتشتی، «کُشتی نو کردن» موبدان به طور دستهجمعی انجام میشود، که در گهنبارِ امسال، نوجوانانِ تازه به سن رسیدۀ دبیرستان فیروزگر، شرکت کردند. همچنین شرکتدکنندگان مرد و زن در این آیین، باید حتما چیزی روی سر خود بیندازند، که موما بانوان از روسری و آقایان از کلاه استفاده میکنند.

«کُشتی نو کردن» به معنی باز کردن کمربند دینی است که قبلا بسته شده و دوباره بستن آن با خواندن نیایش همراه است. نام این کمربند کشتی است و لفظ این ورزش یعنی کُشتی یادگار همان سنت است. کشتی گرفتن در واقع گرفتن کمربند طرف مقابل در زورآزمایی بوده است. در این کار هم یک کشتی نو میکنند، در واقع کُشتی بسته را باز و دوباره میبندند.

زمانی که دعا به جایی میرسد که برای اهریمن و بدی و بدکاران شکست آرزو میکند، دو دست را به سمت پایین و سمت چپ یعنی دو سویی که جایگاه تاریکی و اهریمن است، حرکت میدهد، چون جهانِ زیرین جهان تاریکی و جایگاه اهریمن است و بین دو سمت راست و چپ، چپ در برابر راست که نماد راستی است، یک سوی اهریمنی در نظر گرفته میشود.

در پایانِ خوانشِ اوستا در این گهنبار، موادِ خوشبو مانند اسفند، لوبان، کندر و گیاهانی که بوی خوش دارد، سوزانده میشوند. چون این سفره مجموعهای از آفرینشهای گیاهی خداوند است، آفرینشهایی که طعم و بوی خوش دارند، طعم خوش را با چشیدن مهمانان و بوی خوش را با بوییدن حس میکنند.

بنابراین مجمری که حاوی همان موادگیاهی خوشبو است، در تالار و بین همکیشان زرتشتی چرخانده میشود و هر کس یک دست را به گونهای از سمت مجمر به سمت صورت خود حرکت میدهد تا بخشی از آن بوی خوش را به سمت خود بکشاند.

و حین استشمام بوی خوش از این گیاهان نیز لفظ «همازوری» تکرار میشود. این لفظ به آن معناست که یک نیرو، هم زوری و اتحاد مینویی و معنوی بین همگان وجود دارد.

خوراکیهایی که بر سر سفره گهنبار قرارداده میشود، تفاوتهایی با دیگر با دیگر میوهها و خوراکیها زمانی که سر سفره نبودند، دارد. در زمان گهنبار خوانی، یک نوع دعا و نیایش بر آنها خوانده میشود و این میوهها تبرک مراسم میشوند.

در پایان مراسم نیز، برای درک درست گهنبار زرتشتی، بین همکیشان خود، میوهها و خوراکیهایی که موبد بر آنها نیایش خوانده و تبرک شدهاند داخل پارچهای قرار گرفته و دو نفر از کسانی که در آیین «کشتی نو کردن» شرکت کردهاند، آن را به شرکت کنندگان میدهند.



















