«زرتشتی دوزی هنر فراموش شده» عنوان گزارش روزنامه اطلاعات از هنر زرتشتی دوزی است که روز ۳۱ امرداد ماه ۱۴۰۱ منتشر شده است.

این گزارش دو صفحه ای که در ضمیمه جامعه روزنامه اطلاعات چاپ شده است و عکس روی جلد این ضمیمه را نیز به خود اختصاص داده است به قلم زمرد زرکش نوشته شده است و شامل گفتگو با دو بانوی زرتشتی خانم ها آرمیتا خسروی و شیرین مزداپور و خانم صدیقه حسن جعفری است.

متن کامل این گزارش را در ادامه مطلب بخوانید:

 

خیلی از ما زمانی که سخن از وطن می شود، رگ های گردن مان متورم شده و داد ایرانی بودن و عشق به وطن سر می ‎دهیم اما هنگامی که به مرحله عمل برسد، جور دیگری رفتار می کنیم. ایرانی هستیم اما لباس هایی که می پوشیم از برند های خارجی است و تصاویر و دوخت های مخصوص خودشان بر آن‎ها نقش بسته و با تصاویر و نمادهایی که ربطی به ما ندارد و اطلاعاتی درباره آن نداریم، فخر می فروشیم. طرح کیف و کفش و وسایل خانه ‎هایمان از مبل و تابلو و وسایل تزیینی گرفته تا عطر و شامپو و … همه و همه خارجی است و می‏خواهیم با گفتن نام کشور دیگر یا برندی معروف، برتریمان را نشان بدهیم؛ در حالی که از داشته های خودمان کمترین اطلاعی نداریم و اگر به شهر دیگری سفر کنیم، فقط از دیدن صنایع دستی آن شهر ذوق می کنیم و بعد از قیمت کردن، با لبخندی حق به جانب به سمت دیگری می رویم. شاید گمان می کنیم چرا این همه پول بدهیم و تکه ‎ای پارچه یا قطعه ‏ای چوب یا فلز به خانه ببریم، درحالی‎که با این پول می توانیم از یک برند معروف خرید کنیم و صدالبته پز بیشتری بدهیم؟
با این دلیل و صدها دلیل ریز و درشت دیگر، صنایع دستی و هنرهای مختلف مورد بی مهری قرار گرفته و گاهی به فراموشی سپرده شده است. در سفری که اردیبهشت ماه به یزد داشتم هر چه درباره هنر رودوزی یزد (زرتشتی دوزی) بیشتر جویا شدم، کمتر یافتم. هنگام بازدید از مکان های تاریخی و ملاقات با کارشناسان هنر و غرفه داران صنایع دستی، آن‏ها وقتی با این پرسش روبه ‏رو می شدند، اول بهت زده نگاهم می کردند و بعد یک «نمی دانم» جانانه تحویلم می دادند؛ انگار از هنر بیگانه ‏ای می پرسیدم. همین سردرگمی برای یافتن حتی یک نمونه از این هنر و شخصی که درباره‏ اش اطلاعاتی داشته باشد، انگیزه ای شد برای نگارش یک گزارش تا به دنبال افرادی بگردم که درباره زرتشتی دوزی اطلاعاتی داشته باشند.
زرتشتی‏ دوزی، هنری است که قدمت آن به دوران هخامنشیان و ساسانیان باز می گردد. نقش‎ها و کتیبه های تخت جمشید هم حاکی از علاقه ایرانیان باستان به هنر بافندگی و رودوزی‎هاست. تبحر در فن بافندگی ایرانیان، بر اقوام دیگر از اروپا تا چین و ژاپن، تأثیر گذاشته است.
زرتشتی دوزی، رودوزی زیبا و ظریفی است که در میان زرتشتیان رواج داشته و به مرور زمان، مورد بی مهری قرار گرفته و رفته‎رفته به فراموشی سپرده شده است. این هنر در برگیرنده نگاره‎ها و نمادهای ویژه ای است که هریک درون‎مایه خاصی در باور ایرانیان باستان دارد.
در این هنر، نخ های رنگی بسیار ظریف ابریشمی بر روی پارچه های ریز بافت نقش می بسته که از ظریف‎ترین انواع سوزن ‎دوزی به ‏‎شمار می رود و اغلب دوخت های آن به اندازه ای کوچک و ظریف هستند که با ذره بین از هم تفکیک می شوند و این یکی از ویژگی های بارز هنر زرتشتی‏ دوزی محسوب می شود.
به سراغ سه تن از افرادی که در جستجوی این هنر زیبا و اصیل، سال‏ها عمر خود را صرف کرده اند و در احیای آن نقش مهمی داشته اند و زحمات چندین ‏ساله آنان باعث شده دست‎کم ۱۵ الی ۲۰ نفر دوزنده آموزش ببینند و چند پایان نامه روی این موضوع کار شود، رفتم تا با گفت‌وگو با آنان، شناختی هرچند اندک برای من و شما حاصل شود و اگر در محفلی به عنوان ایرانی از ما درباره ‏اش سؤال شد، حداقل این نام به گوشمان خورده باشد. چه بسا هنرهایی که از آن‏ها بی خبریم و در گوشه ای از کشور در حال فراموش شدن هستند.
خانم آرمیتا خسروی، چه شد که به سمت هنر زرتشتی دوزی رفتید؟
در دوران کودکی من رسم بود دختران را از کودکی نزد استاد سوزن دوزی می فرستادند. من هم در پنج سالگی نزد استاد سوزن ‏دوزی، خانم «همایون بامسی» رفتم و سوزن دوزی و بافتنی را یاد گرفتم.
حدود بیست سال بعد با خانم حسن جعفری و کمیسیون بانوان زرتشتی آشنا شدم. خانم حسن جعفری برای انجام پایان نامه ‎شان تحقیقاتی انجام دادند و متوجه شدند این هنر به فراموشی سپرده شده است. ایشان با تلاش فراوان این هنر را احیا کردند. من هم با ادامه دادن و یادگیری هر چه بیشتر این هنر، چند سالی است که به شکل حرفه ‎ای آن را دنبال می‎ کنم و هم زمان آموزش می دهم.
زمانی که در این زمینه شروع به تحقیق شد، ابتدا طرح‎ها و نقوش قدیمی زیادی پیدا نشد. نمونه ‏های این دوخت‏ها فقط در صندوقچه‎ های مادربزرگ‎ها پیدا می شد که البته اجازه نمی دادند همه آن‏ها را ببینند، زیرا این هنر بیشتر روی لباس های عروسی، کلاهک ‏ها و لچک ‏ها دوخته شده بود و چون خاطرات خوبی از آن‏ها داشتند، مایل نبودند به همه نشان بدهند.

این درست است که مادران پس از تولد نوزادشان، دوخت لباس عروسی او را شروع می کردند و این کار سال‎ها ادامه داشت؟
درست است. اگر کودکی که به دنیا می آمد دختر بود، مادر از دوران نوزادی شروع به دوختن لباس عروسی او می کرد. آن زمان پارچه لباس هم را خودشان می بافتند. ابتدا نخ می ریسیدند، نخ را رنگ می کردند، بعد پارچه می بافتند و در آخر روی آن را با دوخت‏های سنتی (زرتشتی دوزی) تزیین می کردند.
این مراحل آن‏قدر زمان‎ بر بود که گاهی خود دختر بزرگ می شد و ادامه کار را به دست می گرفت تا زمان ازدواج لباسش کامل شود.
باور مردم در آن زمان این بود که بیشتر نقوشی که برای مراسم و عروسی ها دوخته می شد، خوش ‎یمنی به همراه دارد.
هریک از نقش‎ها نماد یک باور ریشه‏ دار بود. برای مثال نقش ماهی که بسیار زیاد بر روی لباس های عروس به چشم می خورد، نشانه باروری بوده یا خورشید و طاووس که مظهر عشق بوده و بر روی این نقوش، دوخت و‎ دوز انجام می شد.

آیا این هنر جنبه اقتصادی هم داشت؟
این هنر بیشتر در خانواده های متمول به چشم می خورد. آن‏ها قرار نبوده خودشان این کار را انجام بدهند و این کار سخت و ارزشمند را به دوزنده‎ ها می سپردند. بنابراین زرتشتی‎ دوزی برای شخصی که آن را انجام می داد منبع کسب درآمد بود. البته برای خود خانواده هم از نظر اقتصادی مهم بود، زیرا از بخش بافت پارچه تا رنگ رزی و دوخت را زنان می توانستند انجام دهند و لازم نبود با خرید آن هزینه ای به خانواده تحمیل کنند.

آیا این هنر مختص جامعه زرتشتیان و شهر یزد بوده یا در شهرهای دیگر هم بازار داشته است؟
فقط در یزد و کرمان.

نقش‎های این هنر زیبا از کجا می آمد؟ از نمادهای سنتی و مذهبی بود یا حاصل خلاقیت دوزنده ‏ها؟
نقش ها از چیزهایی که افراد پیرامونشان می دیدند، الهام گرفته شده و به سه دسته تقسیم می شد: نقوش جانوری مانند طاووس، ماهی، انواع پرندگان، شتر و بز، نقوش گیاهی مانند درخت سرو یا انواع گل‎ها مثل گل چهارپر و نیلوفر و نقوش هندسی. به خاطر این نقش‎ها زرتشتی‎ دوزی به «گل و نقش» نیز معروف است.
هر نقش مفهوم خاصی داشت، برای مثال سرو نماد آزادگی و جاودانگی بود. در گذشته، نقشه، چاپ، مهر و ابزاری که الان در دسترس است، وجود نداشت، بنابراین دوخت‎ها به‎ صورت ذهنی انجام می شد و به خاطر همین، کارهای قدیمی یک‏دست و یکنواخت نیستند و برای همین به نظر می آید که ذهنی انجام می شده‎اند.

در یزد به جز زرتشتی‎ دوزی چه هنر دیگری در حال فراموش شدن است؟
دارایی‏ بافی و خامه‏ دوزی. البته خامه‏ دوزی در شهر تفت انجام می شود و ما در جست وجوی افرادی هستیم که این هنر را بلد باشند تا سعی کنیم آن را احیا کنیم.

منظورتان از احیا کردن را توضیح بدهید، یعنی کسی این کار را بلد نیست؟
بله، کسی آشنایی و مهارتی در این زمینه ندارد. از وقتی پارچه های به ‏روزتر و با طرح و نقش وارد بازار شد، کمتر از دوخت ها استفاده می شود و متأسفانه خود دوزندگان هم به ‏قدری ارزش کار زیبا و سختشان را نمی دانستند که از لباس ها برای تمیز کردن تنور استفاده می کردند و باور نداشتند کارشان چقدر ارزشمند است. اندک افرادی که ارزش آن را می دانستند در صندوقچه ها از آن‎ها نگهداری می کردند و در دسترس نبود تا موروثی شود.

حتی به فرزندانشان هم آموزش نمی دادند؟
کاربردی برایش نمی دیدند که بخواهند آموزش بدهند.

در حال حاضر هنر زرتشتی‎ دوزی زیر نظر میراث فرهنگی است؟
بله زیر نظر میراث فرهنگی است و خوشبختانه از آن خیلی حمایت می شود. هنرجوهای زیادی کار را آموزش دیدند و در حال حاضر ۱۵ الی ۲۰ تن به صورت حرفه‎ای در این کار مشغول فعالیت هستند‌.

برای به روز کردن این هنر چه تغییراتی در آن انجام دادید؟
برای نقش‎ها طراحی بهتری انجام دادیم تا یک‎دست و یک فرم شوند و آن را از حالت دستی درآوردیم تا قرینه باشند. اصل نقش‎ ها همان‎هاست، فقط از گذشته منظم ‏تر و تعداد نقش‎ ها هم بیشتر شده است. در این سال‎ها با جست‎وجوی بسیار، تعداد نقش های اصیل بیشتری پیدا کردیم.

این نقوش روی چه وسایلی دوخته می شود که کاربرد مصرفی داشته باشد؟
رومیزی، پرده، روی یقه های شومیز، مچ لباس، کیف لوازم آرایش، لچک و لباس های مخصوص زرتشتیان و بر روی هر چیزی که قابل استفاده باشد، می توان طراحی کرد و دوخت.

چرا با این‎که این هنر احیا شده، هنوز حتی مردم یزد هم نمی دانند زرتشتی‎ دوزی چیست؟
بله، مردم با این هنر آشنا نیستند. پس از سال‎ ها فعالیت قرار است در یکی از موزه ها نمایشگاه داشته باشیم و کارهایمان را در معرض دید بگذاریم تا مردم با آن آشنا شوند. در تلاش هستیم تا مرکزی داشته باشیم که بتوانیم این هنر را نمایش دهیم. در حال حاضر به سمتی می رویم که بیشتر جنبه اقتصادی این هنر مطرح شده و کسانی که وارد این حرفه شده‎ اند بیشتر به جنبه اقتصادی آن توجه می‎ کنند تا جنبه هنری.

توجه به جنبه اقتصادی به اصل هنر صدمه نزده است؟
برخی افراد همه جوره در این هنر اصیل دست می برند، اما اگر قرار است این هنر برای نسل‎ های بعد باقی بماند، باید درست و اصولی باشد؛ یعنی چیزی که از اصل بوده، باقی بماند. تا به امروز در یزد مانند گذشتگان کار می‎ کردیم اما متأسفانه آن اصالت به مرور کمتر شده است.

چه باید کرد؟
باید افرادی که با این این هنر آشنایی دارند و مهارت لازم را کسب کرده‎ اند، دانسته هایشان را کامل انتقال بدهند. همچنین باید کارگاه ها و نمایشگاه های بیشتری برپا شود تا این هنر اصیل نشان داده شود. این کار، حمایت وزارت‏ میراث فرهنگی را می طلبد که مدتی است همکاری خوبی در این زمینه دارند و اقدامات ارزشمندی انجام داده‎ اند.

برخورد شما با افرادی که مشتاق هستند این هنر را به خانه ببرند اما در مقابل قیمت آن واکنش نشان می دهند، چگونه است؟
آن‏ها نمی دانند اجرای این هنر زیبا و ظریف، زمان‏ بر است و باید با ظرافت دوخته شود. برایشان توضیح می‎ دهیم که ارزش وسیله‏ ای که می‏ خرند به مرور بالاتر رفته و عتیقه می شود و با توضیح نقوش و فلسفه آن و این‎که هر نماد بیانگر چه باوری از گذشتگان است، سعی می‎ کنیم آنان را با این هنر به لحاظ معنایی آشتی بدهیم.

و سخن آخر؟
نگذاریم هیچ میراثی از گذشتگانمان به فراموشی سپرده شود و وارثان خوبی باشیم.

 

خودتان را معرفی کنید؟
صدیقه حسن جعفری هستم. سوزن دوزی را در کودکی از مادرم یاد گرفتم. در هنرستان طراحی دوخت خواندم و سوزن‎ دوزی را هم ادامه دادم، در دانشگاه رشته طراحی پارچه را انتخاب کردم و برای پایان‎ نامه ام به طور کاملا اتفاقی به سراغ زرتشتی‎ دوزی که یکی از هنرهای فراموش شده یزد است رفتم. آن زمان نمی دانستم این هنر تا چه حد از یادها رفته و به دست فراموشی سپرده شده است. البته ما دو دانشجو بودیم که بر روی این موضوع کار می کردیم. زمانی که کار را شروع کردیم، متوجه شدیم هیچ کس، هیچ چیز در مورد این هنر نمی داند، حتی خود زرتشتیان اما ناامید نشدیم.
پس از تلاش بسیار در یزد چیزی پیدا نکردیم. به تهران برگشتیم و با کمیسیون بانوان زرتشتی آشنا شدیم و رؤسای کمیسیون از ما به خوبی استقبال کردند. آن‏ها خانم مهناز خسروی را که قبل از ما روی این هنر کار کرده بود به ما معرفی کردند. یافته ‎های ایشان یک برگ کاغذ و چند نوع دوخت بود که بر روی پارچه تترون دوخته شده و صدالبته که کمک بسیار بزرگی برای ما بود تا بدانیم زرتشتی‏ دوزی چیست، از کجا آغاز شده، چه دوخت هایی دارد، هر دوخت نماد چیست و فلسفه هر نماد از کجا آمده است.
آن زمان دوربین نداشتیم، موبایل هم نبود و من مجبور شدم نوع دوخت و شکل طرح ها را نقاشی کنم. یک قاب هم بود که آن را هم‌ به ما نشان دادند. به یزد برگشتیم و به سراغ زرتشتی‎ ها رفتیم و مشغول جست‏وجو درباره این هنر شدیم. عده‎ ای اصلا نمی دانستند، عده ‏ای هم پاسخ نمی دادند تا این‏که با یک خانواده زرتشتی آشنا شدیم که یک شلوار یا به قول خودشان «شوال» داشتند که یک نوع دوخت روی آن تکرار شده بود. با همان طرح کارمان را شروع کردیم. برای پایان‎  نامه باید یک سرویس خواب می دوختیم.
یکی دیگر از چالش های دشوار، پیدا کردن پارچه مخصوص این دوخت بود که مجبور شدیم به چندین شهر برویم و بعد از چهارماه پارچه مورد نظر را پیدا کردیم. این دوخت روی پارچه تافته ساده و چیت طرح‎دار دوخته می شود و هفت رنگ پارچه و نخ دارد که عبارتند از سفید، قرمز، سبز، آبی، بنفش، ارغوانی و مشکی که البته از رنگ مشکی فقط برای دورگیری دوخت‎ها استفاده می شود و طرح‎ها هم بسیار ریز هستند (در حد چند میلی‏متر) که دوختن آن بسیار سخت است اما توانستیم کار را به موقع تمام کنیم و پایان‏نامه برتر شویم.
این هنر بسیار زیبا، ظریف، چشم‎نواز و وقت‎ گیر است تا جایی که مادران از زمان نوزادی کودک دختر، شروع به دوخت لباس عروس او می کنند و سال ها این کار طول می کشد. ما اولین کسانی بودیم که زرتشتی‎ دوزی را احیا کردیم.
من مدت سی‎ سال در هنرستان‎ های یزد و میبد تدریس کردم و در سال ۱۳۸۱ خانم ‏های زرتشتی از من دعوت کردند تا این هنر را آموزش بدهم، من هم پذیرفتم و تا سال ۱۳۹۳ مشغول آموزش این هنر زیبا و اصیل بودم. در طی این سال‎ ها در دانشگاه یزد هم تدریس داشتم و دانشجویانم را تشویق کردم تا این موضوع را برای عنوان پایان نامه ‎هایشان انتخاب کنند. بیشتر هدفم آن بود که این هنر در شهرهای مختلف دیده و شناخته شود و تاحدودی توسعه پیدا کند.
خوشبختانه دانشجویان خوب کار کردند و طرح های جدیدی هم پیدا کردند. از آنان خواستم روی لوازم کاربردی و مصرفی کار کنند تا در عین حال که اصالت هنر حفظ می شود، مدرن و کاربردی هم باشد. برای مثال دانشجویان بر روی سرویس خواب، سرویس پذیرایی (رومیزی، رانر و …)، لباس شب، مانتو، یقه و آستین لباس کار کردند. از طریق آن‏ها و با کمک زرتشتیان توانستیم حدود ۲۲ طرح جدید پیدا کنیم و تعداد طرح ‎های موجود را به حدود ۴۰ طرح برسانیم.
در سال ۱۳۹۳ به‎ خاطر نگهداری از مادرم کار را تعطیل کردم و پرستاری تمام‎ وقت ایشان را به‎ عهده گرفتم تا سال ۱۳۹۷ که آسمانی شدند و دوباره به کار و تدریس برگشتم. اما از زمان شروع پاندمی کرونا دیگر کار نمی‎ کنم و تعداد محدودی هنرجو می پذیرم.

در حال حاضر از کار افرادی که در این زمینه فعالیت می کنند، راضی هستید؟
زرتشتی‎ دوزی یکی از انواع گلدوزی‏ هاست که خیلی ریز شده و رنگ‏بندی خاصی دارد و روی پارچه‎ های مخصوص دوخته می شود. متأسفانه در حال حاضر این قدر طرح‎ ها را درشت می کنند که از شکل و قیافه در می‎آید. طرح ‎های زرتشتی ‎دوزی میلی‎متری است و با نخ ابریشم تابیده دوخته می شود. باید اصالت هنر حفظ شود تا زمانی که به نسل بعد سپرده می ‏شود، اصیل باشد.

برای بهتر دیده شدن و پایدار ماندن این هنر چه راهکاری پیشنهاد می کنید؟
باید هنرجوها ترغیب شوند و خود زرتشتی ‎ها هم کمک کنند و آموزش به فرزندانشان را جدی بگیرند. به علاوه باید اصالت کار که وفاداری به طرح ‎ها و رنگ‎ های اصیل است، حفظ شود. الان می بینیم که روی پارچه‎ های مختلف کار می کنند یا از رنگ های دیگر مانند صورتی، قهوه ‏ای و کرم که اصلا در این هنر وجود نداشته، استفاده می شود. من برای این‎که دیگران متوجه خطایشان شوند، یک مانتو دوختم و روی یقه و آستین‎ ها را زرتشتی ‎دوزی کار کردم تا همه ببینند روش درست انجام این کار به چه شکل است و متوجه شوند اصل کار را می توان با حفظ اصالت انجام داد اما در عین حال آن را مدرن، به روز و کاربردی هم کرد.

 
خودتان را معرفی کنید؟
شیـریــن مــزداپــور، دانش  ‎آموخته طراحی پارچه از دانشگاه یزد هستم و پایان‏ نامه ‏ام را درباره زرتشتی‏ دوزی کار کردم و از نقش های آن برای طراحی پارچه الهام گرفتم. بعد از فارغ‎ التحصیلی روی این هنر کار کردم تا بیشتر شناخته شود.‌ من دوره های مختلف سوزن‎ دوزی مناطق مختلف را گذرانده ام اما به زرتشتی‎ دوزی و پته ‎دوزی علاقه بیشتری دارم و در همین زمینه کار می کنم.

چرا زرتشتی‎ دوزی؟
من زرتشتی هستم و می خواستم به احیای این هنر که متأسفانه در حال فراموشی بود کمکی کرده باشم؛ هنری که از حدود ۱۳۰ سال پیش تا به حال به دست فراموشی سپرده شده بود.

به نظرتان چرا فراموش شد؟
به‎ خاطر این که جامعه زرتشتیان در اقلیت بود و دوست نداشت با افراد دیگر تفاوت داشته باشد. فرزندان آن‏ها هم‌ که به مدرسه می رفتند، زمان کافی برای یادگیری نداشتند، چون هنر بسیار ظریف و وقت‏گیری است. یک دلیل دیگر هم این بود که کم‎کم زرتشتیان لباس سنتی نمی پوشیدند تا مانند بقیه و هم ‎رنگ جماعت باشند. اما این‏که چنین هنری با قدمت چند هزارساله، یک‎باره به دست فراموشی سپرده شده، تنها به‏ خاطر این دلایل نیست و نیاز به پژوهش دارد. البته کوتاهی از خودمان هم بوده و متأسفانه افرادی که می توانستند پاسخ درستی به این پرسش بدهند، از دنیا رفته اند.

آیا هنرهای دیگری هم در یزد وجود دارد که مرتبط با زرتشتیان بوده و درحال فراموشی باشد؟
بله، تنها زرتشتی‏ دوزی نیست، هنرهایی از قبیل پنجه ‏بافی (چشم ‏نظر)، قند سبز (برای سفره‏ های عقد و هدیه دادن) که به قول ما برای خَش و خیر درست می‏شود، دولوک، روسینی و کشتی ‏بافی. کشتی کمربندی است که زرتشتیان هنگام سدره‏ پوشی می‎ بندند. زمانی که یک زرتشتی به سن حدود ۱۵ سالگی می‎رسد حق دارد با آزادی و اختیار کامل خود دینش را انتخاب کند و اگر دین زرتشت را برگزیند، طی مراسمی سدره ‎پوش می‎شود.
متأسفانه هنر کشتی ‏بافی هم در خطر نابودی است و تعداد بافندگان آن به تعداد انگشتان دست هم نمی ‎رسد. بافت پارچه با دستگاه «کاروچاله» هم در خطر نابودی است و در حال حاضر شاید ۵-۴ تن باشند که این کار را انجام می دهند. متأسفانه دنبال یادگیری نمی رویم و خیلی از هنرهای ارزشمند درحال از بین رفتن هستند.
در زمان‌ پژوهش پایان‏ نامه ‎ام، آموزش‏های اولیه را از خانم همایون بامسی یاد گرفتم. در تهران هم به کلاس ‎های دوخت‎ های سنتی رفتم. حتی استادان سوزن‏ دوزی هم از این دوخت چیزی نمی دانستند. وقتی سؤال می‏ کردم، می گفتند بعدا، انگار آنان هم اطلاعاتی نداشتند. کم‏ کم کار کردم و آشنا شدم. تصمیم گرفتم درباره این هنر، کاربرد آن روی لباس و نوع لباس های زرتشتی برای زنان و مردان کتاب بنویسم. کتاب «بازآرایی گل و نقش» را با همکاری دکتر کتایون مزداپور منتشر کردم تا این هنر ماندگارتر شود. اکنون به کمک اینترنت و اینستاگرام به نقوش زرتشتی‏ دوزی زیادی دسترسی پیدا کرده‏ ایم و امیدواریم نه‎ تنها این رودوزی بلکه همه صنایع دستی کشورمان به شکوه گذشته برگردند.

برای ماندگار شدن این رودوزی چطور آن را مدرن و کاربردی کردید؟
من با کمک چند خانم دیگر یک برند زیورآلات داریم و این رودوزی اصیل را بر روی زیور آلات و برخی از وسایل مثل آینه، کیف و…کار می کنیم تا علاوه بر کاربردی بودن، مردم به‏ خصوص جوانان ایرانی با این هنر و کلا هنر ایرانی آشنا شوند.