نشست دوره شاد و گفتگوی ماهیانه پسین آدینه اول آذر ماه در تالار انتهایی آتشکده تهران برگزار شد.
تصاویری از این نشست را به همراه بخشهایی از برنامه های اجرا شده را در ادامه مطلب ببینید:
بخش گنجینه :
داستان سوپی: “زمستان از راه می رسید و او می دانست که باید هرچه زودتر نقشه هایش را اجرا کند. با ناراحتی روی نیمکت جابجا شد. احتیاج به سه ماه زندان گرم و نرم و دوستان خوب داشت. معمولا  زمستانهایش را اینگونه سپری می کرد…”
تدبیر معلم: “پیرمردی در گوشه سالن تنها نشسته بود که داماد پیشش آمد و گفت: سلام استاد آیا من را می شناسید؟…”
در باب فروتنی:” لقمان حکیم گوید : روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودم…”
قدر داشته هایمان را بدانیم: “مرد گفت در تمام عمر می خواستم جائی داشته باشم مثل این خانه ای که تو تعریفش را کردی…”
بزرگ منشی، یک درس اخلاق: “هفت یا هشت ساله بودم به سفارش مادرم برای خرید میوه و سبزی به مغازه محل رفتم…”
بخش شورانگیز:
فردوسی :
بفرمود کردن به در بر خروش
که ای نامداران با فر و هوش
نباید که باشید با ساز جنگ
نه زین گونه جوید کسی نام و ننگ
سپاهی نباید که با پیشه ور
به یک روی جویند هردو هنر
یکی کارورز و یکی گرز دار
سزاوار هرکس پدیدست کار
چو این کار آن جوید ان کار این
پر آشوب گردد سراسر زمین
حافظ:
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیرما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیرما
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون
روی سوی خانه خماردارد پیر ما
سایه :
موج رقص انگیز پیراهن چولغزد بر تنش
جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش
حلقه ی گیسو به گرد گردنش حسرت نماست
ای دریغاگو رسیدی دست من در گردنش
سیاوش کسرائی:
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از ان ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون، پروا کن ای دوست
حمید مصدق:
مرا با سوز جان بگذار و بگذر
اسیر و ناتوان بگذار و بگذر
چو شمعی سوختم از آتش عشق
مرا آتش بجان بگذار و بگذر
بخش کندو:
من نمی دونم چرا زنها فکر می کنند هما مردها بی احساسند؛  اصلا اینطور نیست …
دیروز رفته بودم امام زاده داود ، تو مسیر یک پیرمرده پیاده می رفت …
دیشب در یک میهمانی …
خانمی قبل از برگشتن شوهرش از سر کار ، نامه ای نوشت و…
بخش ره آورد :
ضرورت مقابله با  خرافه پرستی .
بخش رنگارنگ :
سخنان بزرگان جهان :
ابوعلی سینا : ” به قومی مبتلا شده ایم که …. “
گابریل گارسیا مارکز: ” باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفته ای تحویل بدهی …”
امیر کبیر : ” اگر من دزدی می کردم ، تااخر دردی می کردند  و کشور می شد دزدخانه… “
چرچیل : ” فقر و اقتصاد ضعیف فقط و فقط دو دلیل دارد…”
بنجامین فرانکلین : ” آنان که آزادی را فدای امنیت می کنند… “
شاملو : ” انان که ما را از دوستی با جنس مخالف …”
جمالزاده: ” فرنگیان مشروب را حلال می دانند …
استیو جابز : ” سن چیست؟ تعداد دفعاتی که …
مهاتما گاندی: ” یک دولت نالایق فرزندان …”
چه کشکی چه پشمی ؟ / چوپانی گله اش را به صحرا برد، به درخت گردوی تنومندی رسید. از درخت بالا رفت و…