انتشارات برسم، از انتشار کتاب بندهش، آوانوشت، ترجمه، یادداشت ها بر پایه نسخه شماره ۱ تهمورس دینشاه TD1، پژوهش دکتر سعید عریان خبر داده است.

دکتر سعید عریان در پیشگفتار کتاب به نکات مختلفی اشاره کرده است از جمله در مورد اهمیت کتاب بندهش که از آن به عنوان تهمتن متون پهلوی نام می برد، می گوید:

بندهش با هیچ‌یک از متون پهلوی قابل قیاس نیست حتی با دینکرد که از نظر حجم چندین برابر آن است و به «دایره‌المعارف» مزدیسنا شهرت یافته است زیرا تنوع مطالب و مقولات علمی در آن شگفت‌آور است. از میان مطالب بسیار زیاد بندهش می‌توان به مسائل مربوط به الهیات و چگونگی آفرینش، دیوشناسی و ایزدان مزدیسنا، جغرافیای عالم گیتی با جزئیات کامل از جمله جغرافیای طبیعی، جانورشناسی، گیاه‌شناسی، نجوم، انسان‌شناسی، تاریخ، اسطوره، تقویم، تبارشناسی، و حتی جزئیاتی که معمولاً در بحث‌های کلان علمی مطرح نمی‌شود، مانند، خواب‌ها، بانگ‌ها، حرارت‌ها، و غیره اشاره کرد.

شیوه‌ نثر بندهش بسیار روان و به‌طور کلی علیرغم نثر دینکرد، کاملاً ساده و غیرمکلف و غیر مصنوع است. وسعت واژگان آن، به‌ویژه نقش‌آفرینی واژه‌ها در ساخت‌های صرفی و نحوی مندرج پژوهشگر را دچار حیرت می‌کند.

نویسنده در ابتدای پیشگفتار نیز به معنی و نویسنده پیشگفتار می پردازد:  برای واژه «بندهش» معانی گوناگونی و هم به عنوان گردآورنده آن افراد مختلفی را ذکر کرده‌اند که از آن میان می‌توان به نظر بهار که با توجه به اجزاء واژه، «بندهش» را «آفرینش آغازین» معنی می‌کند و به استناد پاره بیست یکم متن(۱) که گردآورنده آن را «فرنبغ دادگی» می‌داند(۲) و نیز تاوادیا که بندهش را به معنی «آفرینش بنیادی» و مؤلف آنرا احتمالاً «فرنبع پسر داتک یا دات ـ ویه» و در صورت احتمالی دیگر خود «دات ـ ویه» آورده(۳)، اشاره نمود.

سپس خود نیز در مورد معنی بندهش دیدگاهش را ذکر می کند: چون واژه «bun بُن» اصطلاحاً از اضداد بوده و دارای دو معنی متضاد: بنیاد، پایه، اساس، اصل و پایان، انتها، ته، منتهای هر چیز می‌باشد(۴) و از سوی دیگر بندهش با آفرینش آغاز می‌‌شود، به طبیعت و جهان گیتی می‌رسد و پس از گذر از آن سرانجام برای پایایی در جهان مینوی آخرت را نیز پشت سر می‌گذارد، از این رو شاید شایسته‌تر باشد که واژه بندهش را «آغاز و پایان آفرینش» معنی کنیم.

در بخش دیگری از پیشگفتار، به نسخه های دستنویس و مرجع بندهش اشاره می شود:

از بندهش دو روایت کوتاه و بلند موجود است. روایت کوتاه یا بندهش هندی روایتی است ناقص که توسط مهرآبان کیخسرو یکی از پارسیان هند در سال ۷۲۰ یزدگردی برابر با سال ۱۳۵۰ میلادی در بمبئی کتابت شده است. به عبارت دیگر این روایت نه از نظر مطالب نه از نظر دستور زبان و حتی نه از نظر واژگان قابل استناد نیست. روایت دیگر، روایت بلند بندهش یا بندهش ایرانی یا بندهش بزرگ است. در اینجا باید این نکات را یادآوری کرد که اصولاً نامزد کردن این دو روایت به «بندهش هندی» و «بندهش ایرانی» یا بندهش بزرگ می‌تواند ذهن پژوهشگر را به گونه‌ای منحرف نماید و از این روی بهتر است که آن‌ها را بر پایه تحریر هر یک نامگذاری کنیم یعنی روایت هندی را نسخه K20 یا نسخه کپنهاک، و روایت ایرانی را با نسخه‌های سه‌گانه DH, TD2, TD1. هم تحریر TD1 که حدوداً در سال ۹۰۰ یزدگردی برابر با ۱۵۳۱ میلادی به کتابت درآمده و احتمالاً کهن‌تر از نسخه‌های سه‌گانه بندهش به‌نظر می‌رسد، و هم تحریر TD2 که در تاریخ ۹۷۵ یزدگردی برابر با سال ۱۶۰۶ میلادی نوشته شده، هر دو منسوب به تهمورث دینشاه است. دست‌نویس سوم یعنی DH نیز که بیشتر با دست‌نویس TD2 وجه اشتراک دارد و به دستور هوشنگ جی جاماسب‌جی منسوب است.

دکتر سعید عریان این کتاب را حاصل یک کار تطبیقی خاص میان تحریرهای ایرانی و هندی و پازند بر پایه متن TD1 بندهش می داند با این توضیح که یکسان‌سازی روی واژه‌ها و عبارات و یا صورت نوشتارها و کلمات انجام نگرفته است.وی که از شاگردان روانشاد دکتر مهرداد بهار است، برای آماده سازی این کتاب بیش از هفت سال کوشش کرده است و می افزاید: پژوهش روی بندهش برای نگارنده بسیار دشوار و گاهی طاقت‌فرسا بود. گهگاه می‌پنداشتم که این راه هرگز به پایان نمی‌رسد و شاید اصلاً پایانی ندارد، اما هر بار به نسخه‌ای از دست‌نویس TD2 که به استادم، بهار تعلق داشت و با حوصله‌ای وصف ناپذیر در سال‌های میان ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۳ از روی آن به من درس می‌داد و سرانجام همان دست‌نویس و کپی سوم ترجمه فارسی آنرا که ظاهراً آن‌روز‌ها زیر چاپ بود همراه با کتاب‌های دیگری به رسم یاد بود برای همیشه به من هدیه داد می‌نگریستم، گویی انجام وظیفه‌ای سترگ و ترک‌ناشدنی در من قوت می‌گرفت؛ به هر حال کاری انجام گرفت که نگارنده می‌توانست و نه کاری که می‌خواست.

نویسنده در بخش دیگری از پیشگفتار سه نکته را ذکر می کند، نخست در مورد ترجمه بندهش توسط غیر فارسی زبانان می نویسد: بندهش را نمی‌توان بر مبنای کار فرنگیانی پژوهید و کاوید که یا زبان فارسی را خوب نمی‌دانند، یا در پژوهش زبان‌های ایرانی به راه‌هایی کلیشه‌ای دل بسته‌اند و با لایه‌های زیرین و ژرف اصطلاحات و ترکیبات زبان آشنایی ندارند و در همان سطوح زبرین مانده و می‌کوشند که پیچیده‌ترین مفاهیم زبانی و معرفتی را در محدوده همان سطح معنی کنند.

نکته دوم را به عقبه و تداوم فرهنگی بندهش اختصاص می دهد: بندهش را نمی‌توان همانند جزیره‌ای تک افتاده به شمار آورد که با فروپاشی دوره میانه زبان، بدون عقبه و تداوم فرهنگی، بدون ارتباط با دوره‌های فرهنگی پیش و پس خود به یکباره به زیر آب رفته و از آن تنها تصویری به نام متن بندهش باقیمانده باشد. بسیاری از مباحث پیچیده علوم عقلی در دوره اسلامی در بندهش، دینکرد، گزیده‌های زاداسپرم و غیره ریشه دارند و طبعاً بحث مشروح در مورد آن‌ها ضروری است. مبنای نجوم دوره اسلامی، در بندهش و منابعی همانند آن شکل گرفته است.

نکته سوم هم به وجود علوم مختلف در بندهش اختصاص دارد و بدین ترتیب بیان می شود: بندهش اثری جامع‌العلوم است و طبعاً از یک سو نمی‌توان آنرا تنها با چند منبع فرنگی و اندی فرهنگ فارسی مورد پژوهش قرار داد و از سوی دیگر نمی‌توان دشواری‌های علمی آن را مسکوت رها کرد. البته نگارنده تمام کوشش خود را به کار برده تا اسباب اطاله کلام و خستگی در بهره‌گیری از این اثر را فراهم نیاورد اما چه کند که هم می‌خواست از ابهام مطلب بکاهد و به قدر کفایت آنرا روشن کند و هم ارتباط تنگاتنگ آن را با علوم عقلی و نقلی دوره اسلامی روشن سازد.

 

در نهایت دکتر سعید عریان امیدوار است با تمام کوششی که هم در آموختن و هم در پژوهش بندهش از خود به‌خرج داده، توانسته باشد در پیشبرد پژوهش استادش، دکتر بهار، گامی ولو کوچک برداشته باشد.

این کتاب در ۶۷۰ صفحه و با بهای ۱۵۰ هزار تومان توسط نشر برسم به چاپ رسیده است.